دوستت دارم ... اگر لطف کنی یا نکنی .

عبدی جلالوندی
مشخصات بلاگ
دوستت دارم ... اگر لطف کنی یا نکنی .

مطالب این وبلاگ، مطالبی است که خالصانه و ساده و بی ریا، از اعماق قلبم بیرون می آید .
و امیدوارم که صادقانه، در گوشه ای از دل شما جا بگیرد .
متشکرم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها

فرح پهلوی (دیبا)

پنجشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۴، ۰۵:۳۵ ب.ظ

http://www.aftabir.com/articles/politics/world/images/0b590eaeff33a95256101cff4f675af7.jpg

زندگی­نامه فرح:

متولد 1317­ش در تبریز بود­، او در یک خانواده­ ی بی­بند­و­بار تربیت شده بود. مادرش فریده قطبی نام داشت و پدرش یک استوار ارتش بود که به ­علت سرطان درگذشت (سهراب دیبا از افسران پایین رتبه­ ی ارتش شاهنشاهی، درگذشته در سنین جوانی به مرض سل) وی با مرگ پدر، به­ همراه مادر راهی تهران می­شو ند و تحت سرپرستی دایی خود (محمد علی قطبی)، قرار می­گیرند.­ در این خانواده هیچ­ یک از امور شرعی مراعات نمی‌شد. فرح در تهران در مدرسه­ ی ژاندارک تحت نظر راهبه‌های فرانسوی، دبستان و دبیرستان را طی کرد. به­ گفته­ ی مادر فرح، فرح با پسر دایی‌اش رضا قطبی در زیر یک سقف زندگی می‌کردند.

محمد­علی قطبی تصمیم گرفت فرزندش رضا را برای تحصیل به فرانسه بفرستد. فرح که اینک یک دختر 18 ساله شده بود اصرار ورزید او را هم همراه با رضا به فرانسه بفرستند و سرانجام دو جوان با یک­دیگر برای تحصیل به فرانسه رفتند. فرح در فرانسه، سه دوست جدید به نام لیلی امیر­ارجمند، کریم­ پاشا بهادری و فریدون جوادی برای خود یافت. لیلی امیر­ارجمند بعد­ها در کاخ پهلوی به جرگه­ی دوستان دربار، و سپس همه­کاره­ی فرح در کانون پرورش کودکان در آمد. ( لیلی امیرارجمند از مبتذل‌ترین زنانی بود که مظهر فساد دربار بود). [1] آخرین و سومین ازدواج محمدرضا شاه با فرح دیبا  فرح تحت سرپرستی دایی خود بزرگ شده و برای ادامه­ی تحصیل در رشته­ی معماری عازم پاریس می‌شود، او در آنجا از نظر تأمین هزینه­ی تحصیل و اقامت در مضیقه افتاده و تحت شرایط محیط زندگی و رواج افکار کمونیستی گرایش‌های چپی پیدا می­کند­. حسین فردوست از نزدیکان محمد­رضا­شاه، در خاطراتش آورده که فرح دیبا از فرط استیصال برای کمک مالی به سراغ اردشیر زاهدی (شوهر شهناز دختر شاه ) در حصارک می‌رود و زاهدی توسط شهناز وی را به شاه معرفی می‌کند. محمدرضا بلافاصله به وی پیشنهاد ازدواج می‌دهد و بدین ترتیب فرح ملکه­ی ایران می‌شود.[2]این ازدواج، هم­چنین منجر­به نزدیکی خانواده­های­ی قطبی، دیبا، صادق و مسعود انصاری به دربار ایران شد. بسیاری از اقوام وی که در سال­های سختی، خبری از آنان نداشت، به­تدریج به دربار جذب شدند. محمدرضا­شاه پهلوی در سال ۱۳۴۶ پس از تاجگذاری خود و فرح پهلوی، همسرش را به عنوان نیابت سلطنت منصوب کرد. [3] پسران فرح و محمدرضا پهلوی  رضا پهلوی اولین فرزند محمدرضا با فرح دیبا متولد 9 آبان 1339 تهران است. وی قبل از وقوع انقلاب اسلامی در سال 1357 مشغول تحصیل در رشته­ی خلبانی هواپیماهای جنگنده در امریکا بود­. پس از مرگ محمدرضا پهلوی در مصر، راهی مراکش و سپس امریکا شد و در رشته­ی علوم سیاسی دانشگاه کالیفرنیا لیسانس گرفت. وی با یاسمین اعتماد­امینی ازدواج کرد­ و از او صاحب 3 دختر به نام­های نور­، ایمان و فرح شد­. [4]   علی­رضا پهلوی دومین فرزند محمدرضا و فرح در 18 اردیبهشت 1345 به­دنیا آمد و نام عموی درگذشته‌اش را بروی نهادند. با وقوع انقلاب اسلامی وی در حالی­که کودکی بیش نبود، به­همراه خانواده‌اش ایران را ترک کرد و از آن زمان به تحصیل و زندگی در خارج پرداخت­. وی به سال 1381 با دختری ایرانی به­نام سارا طباطبایی ازدواج کرد.[5] دختران فرح و محمدرضا پهلوی فرحناز پهلویفرحناز دختر دوم محمدرضا در سال 1341 به­دنیا آمد. در ابتدا تحت تعلیم مربی سوئیسی به آموختن زبان فرانسه مشغول شد و سپس در دبستانی در جنب قصر نیاوران که برای خانواده­ی پهلوی و پاره‌ای از رجال بنا شده بود به تحصیل پرداخت­. 16 ساله بود که به­دلیل انقلاب اسلامی ناچار به ترک ایران شد و در امریکا مشغول تحصیل گشت. وی با سرمایه­ی هنگفتی که از ارثیه­ی پدرش به­دست آورد، سهامدار چند مؤسسه و کارخانه­ی بزرگ امریکا گشت و اکنون به­صورت مجرد در امریکا زندگی می‌کند.[6] لیلا پهلویلیلا سومین دختر محمدرضا و آخرین فرزند او و فرح می‌باشد که در سال 1349 در کاخ نیاوران به­دنیا آمد. 8 ساله بود که با والدینش به­حالت تبعید از ایران خارج شد و در طول دوران دربه‌دری همراه پدر و مادر بود­. 10 ساله بود که در یک مدرسه­ی امریکایی در قاهره نام‌نویسی کرد و مدتی بعد برای آن­که ناظر مرگ پدر نباشد راهی اسکندریه شد و در آنجا بود که خبر مرگ پدر را شنید و به امریکا رفت­. وی با وجود داشتن تحصیلات عالیه در رشته­ی ادبیات تطبیقی به­شدت افسرده بود و از سردردهای میگرنی و دردهای عضلانی رنج می‌برد­. شکست عشقی او باعث شد که در سن 31 سالگی (سال 1988­م ) دست به خودکشی بزند. لیلا پهلوی در پاریس دفن شد.[7]  اشرافیت و مداخلات حکومتی فرح پهلویتفرعن، استکبار و خودبزرگ‌بینی، بیماری عمومی دربار بود و خود شاه از همه بیشتر به این بیماری مبتلا شده­بود. خاندان پهلوی چنان محور حیات اجتماعی و سیاسی رژیم در ایران شده بودند که همه­چیز بر محور شاه، ولیعهد، ملکه و سایر شاهزادگان می‌گشت. عفو زندانیان محدود به ایام تولد شاهزادگان بود. وقتی خبر حاملگی ملکه اعلام می‌شد، روزنامه‌ها پیش‌بینی می‌کردند به­مناسبت تولد شاهزاده، تعدادی از زندانیان مورد عفو قرار خواهند گرفت. به­عنوان نمونه، به­مناسبت تولد علی­رضا، سومین فرزند شاه، شصت نفر از زندانیان مورد عفو شاه قرار گرفتند. خودخواهی دربار شاه، تعطیلی، شادی و جشن مردم ایران را بر محور خاندان سلطنت تعیین می‌کرد. مردم موظف بودند در ایام متعلق به این خانواده جشن بگیرند و خیابان­ها را آذین‌بندی کنند و مدارس را مجبور می‌کردند با راه‌اندازی کارناوال‌ها شادی خود را به لودگی و سیاه‌بازی آلوده کنند. روزهای تعطیل یا جشن و چراغانی مربوط به فرح دیبا در 21 مهر: روز جشن و شادی (به­مناسبت تولد فرح) است. [8]یکی دیگر از ویژگی­های اشرافیت، بوروکراسی طبقاتی است. اشراف‌زادگان نه به­دلیل تحصیلات و نه به­دلیل لیاقت و مدیریت، بلکه به­دلیل وراثت و پیوند خونی صاحب پست و مقام می‌شوند. نمونه‌ای از مشاغل فرح پهلوی به شرح زیر  است: ریاست عالیه­ی پیشاهنگی دختران، ریاست جمعیت ملی مبارزه با سرطان، ریاست عالیه­ی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ریاست عالیه­ی انجمن فیلارمونیک، ریاست عالیه­ی بنیاد نیکوکاری فرح. فرح همچنین به­محض رسیدن به دربار شاه، در اندک مدتی گوی لوکس‌گرایی را از دیگران ربود و به بهانه­ی حفظ آثار هنری دستور داد درهای کاخ سعدآباد را کندند و به­جای آن درهای عتیقه و قیمتی، درهای قلابی با قیمت گزاف از خارج وارد کردند. فرح به­جایی رسید که کاخ­های سعدآباد او را قانع نمی‌کرد و با طرح کاخ نیاوران هزینه­ی سرسام‌آوری را به دولت ایران تحمیل کرد. به­گفته­ی فردوست، هزینه­ی ایجاد کاخ نیاوران و مرمت کاخ قاجار (صاحب­قرانیه) در نیاوران رقم فوق‌العاده‌ای را تشکیل می‌داد. هزینه­ی تجهیزاتی کاخ نیاوران در سال­های 1349 به­بعد، دارای یک ردیف کامل در بودجه­ی کشور گردید. فرهنگ کاخ‌نشینی و احساس لوکس‌گرایی و غرب­زدگی فرح به­حدی بود که حاضر نشد از مبل­های زیبای ساخت ایران در کاخ نیاوران استفاده کند. او شخصا به پاریس رفت و مبلمان گران‌قیمتی را برای کاخ خریداری کرد.[9] عیاشی فرح پهلویخوش­گذرانی­ها، عیاشی­ها، مجالس رقص و آواز بی‌وقفه در دربار ادامه داشت. مهمانی­های پر لهو و لعب دربار بیشتر به افسانه‌ها و داستان­های هزار و یک شب شباهت داشت. شب که فرا می‌رسید، زندگی شبانه و خصوصی آنها شروع می‌شد. فرح به­همراه شاه، زمستان­ها معمولا در کاخ نیاوران به­سر می‌برد و تابستان­ها، (غیر از ایامی که به شمال می‌رفت) به کاخ اختصاصی سعدآباد می‌رفت و معمولا کمتر شبی بود که گذران شبانه در کاخ اختصاصی توأم با یک برنامه­ی سرگرم کننده نباشد. به­طور معمول هفته‌ای سه شب مهمانی خصوصی در دربار برگزار می‌شد، در این مهمانی­ها،"حلقه­ی دوستان شاه و فرح"، شرکت می‌کردند.در این مجالس خوانندگانی مانند ستار، کورش سرهنگ‌زاده، گوگوش و هایده دعوت می‌شدند. غیر از شاه، ملکه­ی مادر نیز هفته‌ای یک‌بار و هر سال شب 28 مرداد، میهمانی می‌داد. فریده­ی دیبا، اشرف، فاطمه­ی پهلوی، نیز گاهی میهمانی می‌دادند. معمولا این میهمانی­ها از ساعت 8 شب تا 8 صبح طول می‌کشید. در این مجالس گاهی اوقات، ویگن و پوران شاپوری، چند ترانه به اتفاق، اجرا می‌کردند. فرح به­دلیل تأثیر از فرهنگ فرانسوی از خوانندگانی نظیر "ژوداسن" دعوت می‌کرد تا به تهران بیایند.[10] فساد اجتماعی فرحفساد جنسی یک بیماری عمومی است که دامن بیشتر پادشاهان مستبد را آلوده کرده است. داستان­های هزار و یک شب، حرم­سراهای قاجار و عشق­های بیمارگونه­ی پادشاهان ایران همه نشان از فساد دربار و حساسیت بیرون از دربار دارد. اما دربار محمدرضا پهلوی از دو جهت با سلف خود متفاوت بود. محمدرضا برای کاستن از قبح زن‌بارگی رعایت احکام شرعی را نمی‌کرد و فساد مختص به مردان دربار نبود. خواهران، دختران و زن او نیز از این قاعده مستثنی نبودند.معروف‌ترین فساد جنسی فرح کشف رابطه­ی او با فریدون جوادی بود. فریدون جوادی از قدیمی‌ترین دوستان ایام تحصیل فرح در پاریس بود. رابطه­ی فرح و جوادی در یک دربار فاسد امر غیر منظره‌ای جلوه نمی‌کرد و تنها در موقع بروز رقابت‌ها و حسادت‌ها تجلی می‌کرد. فرح نه تنها از فاش­شدن این ماجرا واهمه‌ای نداشت. [11] پس از انقلاب محمد­رضا­شاه پهلوی و فرح پهلوی در ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷­، در بهبوهه­ی انقلاب اسلامی ایران، با مقادیر قابل توجهی پول و همچنین اسناد و مدارک بسیار مهمی را به همراه خود از ایران خارج کرده  و تهران را ترک کردند.[12] در ابتدا به مصر رفتند و در ادامه پس از سفر به کشورهای مصر، اردن، آمریکا و پاناما، سرانجام به مصر بازگشتند و تا مرگ محمدرضا­شاه پهلوی، به­همراه اعضای خانواده­ی پهلوی، در مصر ماند.فرح پهلوی در سال ۲۰۰۳ اولین کتاب خود به­نام کتاب "کهن دیارا"- خاطرات فرح پهلوی- را منتشر نمود.[13] او در طی سال­های پس از انقلاب، مصاحبه­های زیادی را انجام داد. او در در این مصاحبه­ها­، علت پیروزی انقلاب اسلامی ایران را تمایل کشور های غربی به رفتن شاه دانسته است. فرح پهلوی ادامه­ی زندگی خود را در ایالات متحده آمریکا و در فرانسه سپری می­کند. 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

[1] . لوروریه، ژان؛ و فاروقی، احمد؛ ایران برضد شاه، ترجمه­ی مهدی نراقی، انتشارات امیرکبیر، تهران، 1358، ص 103

[2] . فردوست، حسین؛ ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، جلد اول، تهران، اطلاعات، 1382، ص 75

[3] . همان، صص 137 و 186 و 193

[4] . صمیمی، مینو؛ پشت پرده­ی تخت طاووس، ترجمه‌ی دکتر حسین ابوترابیان، تهران، اطلاعات، 1370، ص 51

[5] . پهلوی، تاج‌الملوک؛ خاطرات ملکه­ی پهلوی، تهران، انتشارات به‌آفرین، 1380، ص 32

[6] . کسری، نیلوفر؛ زنان ذی­نفوذ در خاندان پهلوی، نقد باقر عاقلی، تهران، نشر نامک، 1379، صص 73 الی 102

[7] . رستمی، فرهاد؛ پهلوی‌ها، خاندان پهلوی به روایت اسناد، جلد 3، تهران، مؤسسه­ی مطالعات تاریخ معاصر، 1381، ص 117

[8] . گراهام، رابرت؛ ایران سراب قدرت، ترجمه­ی فیروزه فیروزنیا، تهران، کتاب تهران، 1358، ص 208

[9] . رستمی، فرهاد؛ پیشین، ص 168

[10] . زنان دربار به روایت اسناد ساواک، جلد 1،(فرح پهلوی) مرکز بررسی اسناد تاریخی، تهران، 1381، ص 230

[11] . همان، ص 241

[12] .  http://www.fardanews.com/fa/pages/?cid=35793

[13] .  http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8506060061

 

  • عبدی